حاج ملا هادي السبزواري
171
شرح مثنوى
تير ماه : نام يكى از ماههاى فارسى است . و اينجا خزان مراد است . ( ( 2947 ) ) غولت از ره افكند اندر گزند * از تو راهى تر در اين ره بس بوند ن 146 5 - ك 59 25 راهى : راه رو . ( ( 2948 ) ) از نُبى بشنو ضلال رهروان * كه چه شان كرد آن ابليس بد روان ن 146 6 - ك 59 26 نبى : به ضم نون ، قرآن مجيد . ( ( 2949 ) ) صد هزاران ساله راه از جاده دور * بردشان و كردشان ادبار و عور ن 146 7 - ك 59 26 عور : جمع اعور ، يك چشم ، چون ابليس كه يك چشم است . و اعور به معنى ضعيف و بليدى كه خيرى ندارد هم آمده . ( ( 2950 ) ) استخوانهاشان ببين و مويشان * عبرتى گير و مران خر سويشان ن 146 8 - ك 59 27 استخوانهاشان : كنايت است از آن كه به حسب باطن مسخ شدهاند كه مثل حيوانات بشرهء ايشان مو دارد . حديث است كه : يُحشَرُ النّاسُ عَلى صُوَرِ يَحسُنُ عِندَها اَلقِرَدَةُ وَالخَنازيُر . ( 1 ) ( ( 2951 ) ) گردن خر گير و سوى راه كش * سوى ره بانان و ره دانان خوش ن 146 9 - ك 59 27 ره بانان : بان در حال تركيب به معنى محافظ ، چون باغبان و دشتبان . ( ( 2956 ) ) شاوِروهُنَّ پس آن گه خالفوا * ان من لم يعصهنّ تالف ن 146 14 - ك 59 30 شاوِروهُنَّ : حديث نبوى است در بارهء زنان كه شاوِرُوهُنَّ وَخالِفُوهُنَّ ( 2 ) مشورت كنيد با زنان و مخالفت كنيد ايشان را . انّ من . . . : به درستى كه كسى كه مخالفت نكرد ايشان را تلف كنندهء عمر خود است و مراد به خر نفس است و طبع و گذشت كه اينها زنند . پس خواست اينها يكى است . ( ( 2957 ) ) با هوا و آرزو كم باش دوست * چون يضلك عن سبيل الله اوست ن 146 15 - ك 59 30 چون يضلك : اشارت است به كريمهء * ( وَلا تَتَّبِعِ اَلْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ الله 38 : 26 . ( 3 ) ( ( 2961 ) ) اندر آ در سايهء آن عاقلى * كش نداند برد از ره ناقلى ن 146 22 - ك 59 37
--> ( 1 ) علم اليقين ج 2 ص 901 . . ( 2 ) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 4 ، ص 270 . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء ص ، آيهء 26 .